تبلیغات
حقوق تجارت
پنجشنبه 27 فروردین 1394  01:04    ویرایش: پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:06

ماجد عزیزان گیلان

جهت دریافت فایل pdf کلیک کنید

   


نظرات()  
شنبه 22 فروردین 1394  13:46    ویرایش: شنبه 22 فروردین 1394 13:49


دعوای مشتق دعوایی است كه توسط سهامداران شركت علیه مدیران در جهت استیفای حقوق شركت اقامه می گردد.امكان اقامه دعوای مشتق به دلیل تخلف مدیران در انجام وظایفی است كه در قبال شركت تعهد نموده اند. پیش از تصویب قانون 2006 انگلستان قاعده فاس هارباتل شركا را جز در موارد استثنائی از اقامه دعوای مشتق محروم می نمود. برای نخستین بار قانون شركت های 2006 انگلیس ضمن شناسایی این حق و چگونگی اعمال آن به عنوان یكی از حقوق سهامداران اقلیت، اوضاع و احوالی را كه بر اساس آن می توان اقدام به طرح دعوای مشتق نمود گسترش داد. در حقوق ایران، ماده 276 لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت 1347 به امكان اقامه دعوای مشتق اشاره می كند. لایحه تجارت 1384 نیز در ماده 473 به شكل گسترده شرایط اقامه این دعوا را بیان كرده است. با توجه به تحولات نظام های حقوقی و به ویژه نظام حقوقی انگلستان، لزوم تصویب مقررات جدید و مفصل در این زمینه ضروری می باشد.

جهت دریافت فایل مقاله pdf کلیک کنید

   


نظرات()  
جمعه 24 بهمن 1393  16:52    ویرایش: جمعه 24 بهمن 1393 16:57

محسن رجالی؛ مهدی رشوند بوکانی؛ امین بدیع صنایع اصفهانی

یکی از مهم‌ترین موضوعات در بحث ادغام شرکت­ها، تعیین آثار و تبعات  آن بر بازار، سهام‌داران، طلبکاران و بدهکارانِ غیرسهام‌دار و حتی مصرف‌کنندگان است. در این بین، شرکت‌های سهامی پیش‌قدم هستند. ادغام یعنی «اقدامی که بر اساس آن چند شرکت ضمن محو شخصیت حقوقی خود، شخصیت حقوقی واحد و جدیدی تشکیل دهند یا در شخصیت حقوقی دیگری جذب شوند» و به‌موجب آن، کلیه دارایی، مطالبات، دیون و تعهدات شرکت ادغام‌شونده به شرکت پذیرنده ادغام منتقل می­‌شود. به دلیل مزایای فراوان ادغام، رغبت به آن در بین شرکت‌های سهامی بسیار زیاد است. در این مقاله به ماهیت‌شناسی انتقال دیون از شرکت ادغام‌شونده به شرکت پذیرنده ادغام پرداخته شده و در این خصوص با تحلیل و تطبیق نظریات انتقال دین، انتقال طلب، تبدیل تعهد و قائم‌مقامی، آثار ادغام شرکت‌ها بر حقوق و تعهداتِ طلبکاران و بدهکارانِ غیرسهام‌دار بررسی‌شده و نظر برگزیده، تقویت شده است. ناگفته پیداست که گزینش هر یک از نظریات فوق، آثار حقوقی متفاوتی را برای مشارالیهم و بالتبع، سهام‌داران شرکت‌های طرف قرارداد ادغام، در پی خواهد داشت.

برای دریافت فایل pdf کلیک کنید

   


نظرات()  
یکشنبه 19 بهمن 1393  15:47    ویرایش: یکشنبه 19 بهمن 1393 15:52



   


نظرات()  
چهارشنبه 3 دی 1393  17:26    ویرایش: دوشنبه 3 اسفند 1394 20:10

متن سخنرانی مرحوم استاد کاتوزیان.
جهت دریافت متن کلیک کنید.

   


نظرات()  
چهارشنبه 26 آذر 1393  12:57    ویرایش: چهارشنبه 26 آذر 1393 13:02

چکیده
محمد عیسائی تفرشی
حبیب رمضانی آکردی


 نتیجه بررسی مسئولیت تضامنی در انواع شرکت‏های تجاری این است که از نوع مسئولیت قراردادی است و ماهیت آن، تعهد به نفع شخص ثالث است. سیر قانونگذاری و نظر مشهور فقهای امامیه راجع به اثر ضمان، راجع به پذیرش مسئولیت تضامنی قراردادی در حقوق فعلی ایران، ابهام ایجاد کرده است. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در موارد متعددی به ضمانت تضامنی تصریح شده بود. پس از آن، قانون­گذار برخی از موارد مسئولیت تضامنی قانونی را حذف و در بعضی موارد بدان تصریح کرده است. با بررسی این موضوع، این نتیجه به دست می‏آید که قانونگذار مسئولیت تضامنی قانونی را پذیرفته است. بنابراین مسئولیت تضامنی قراردادی نیز مخالف شرع و قانون نیست؛ زیرا ایراد فقها مبنی بر عدم امکان استقرار یک دین بر دو ذمه در یک زمان، مسئولیت تضامنی قانونی را هم شامل می‏شود. بنابراین شرکت‏های تجاری با مسئولیت تضامنی قراردادی از نظر فقه و حقوق قابل توجیه است.

جهت دریافت اصل مقاله کلیک کنید

   


نظرات()  
جمعه 21 شهریور 1393  18:00    ویرایش: جمعه 21 شهریور 1393 18:02


جهت دانلود مستند دکتر ناصر کاتوزیان کلیک کنید

   


نظرات()  
پنجشنبه 13 شهریور 1393  17:45    ویرایش: پنجشنبه 13 شهریور 1393 17:46


فرشاد اسماعیلی؛ یک جشن و یک رنجور: جشن امسال استقلال کانون جشن نبود. همه چیزش نارحت کننده بود. خطر دست اندازی به استقلال کانون بیشتر شده بود. تعداد زیادی از نامزدهای هیات مدیره رد صلاحیت شده بودند. در سخنرانی ریاست کانون هیچ اشاره ایی به رد صلاحیت ها نشد. هیچ اشاره ایی به وکلای زندانی نشد. کیفیت مراسم در شان وکلا نبود و  وقتی دکتر ناصر کاتوزیان خسته و تکیده پشت تریبون رفت ناراحتیمان بیشتر شد و این شد که  جشن امسال جشن نشد.

اما دکتر ناصر کاتوزیان با حال نزارش از تخت بیمارستان بلندنشده بود که  صدای سوت و کف وکلا و دانشجویان را بدرقه خودش کند. چرا که همیشه هستند کسانی که برای آدم سوت و کف بزنند اما دکتر مریض بود  پشت تریبون رفت و با صدای خش دار و بیمار گفت  آمده ام که بگویم هیچکس حق ندارد برای وکلا تصمیم بگیرد غیر خودشان و از وکلا خواست که به این ر صلاحیت ها اعتراض کنند. حرفی که شاید بهتر بود دیگران می زدند اعتراضی که شاید بهتر بود ریاست کانون می کرد. کوتاه گفت و به جا و باز از جلوی  جمعیت سوت و کف زنان رد شد و رفت  روی تخت بیمارستان.

کانونی که چند روز بعد انتخاباتش را با 25 درصد مشارکت برگزار کرد چرا که شاید روز انتخابات آخر هفته بود و خیلی از وکلا شمال رفته بودند یا روز استراحتشان بود. کانونی که در بحرانی ترین شرایط هویتی اش به سر می برد اما با یک مشارکت بسیار نازل در انتخاباتش همه آنهایی را که می دانستند اهمیت کانون کجاست ناراحت کردند. کاتوزیان اما آمد که به کانونی ها بگوید نگذارید هویتتان را بگیرند.  نشان داد که پشت سنگر دانشگاه پناه نگرفته است و کاتوزیان فقط پدر علم حقوق نیست و می داند اهمیت صنف در ایران و آن هم قدیمی ترین صنف چقدر است. صنفی که بسیاری از اعضایش هنوز اهمیت آن را نفهمیده اند.

یک دانشگاه و یک رنجور: آنچه کاتوزیان در دانشگاه برایمان آورد منبع کنکور ارشد حقوق یا منبع آزمون وکالت  یا سر دفتی بودنش نبود. جنس احترام کاتوزیان نزد دانشگاهیان یکسره با جنس احترام برگزار کنندگان آزمون های آزمایشی تضمینی حقوقی فرق می کرد.  سوت و کفی که دانشگاه برای کاتوزیان می کشید با سوت  و کف بازاریان حقوقی فرق می کرد. در شرایطی که بسیاری از رشته های علوم انسانی در ایران هنوز به تولید ادبیات اولیه آکادمیک دست نیافته بودند  کاتوزیان همه بنیه اش را بر روی شکل گیری یک سنت آکادمیک در رشته حقوق در ایران گذاشت.

نسل کاتوزیان نسل سنت گذار نبودند. نسل کاتوزیان در علوم انسانی ایران یک نسل پرسه زن بود. هر چه هرجای دنیا می خواندند وارد می کردند. شاید هنوز هم علوم اجتماعی یا علوم سیاسی آکادمیک ما نتوانسته است به یک انباشت سرمایه آکادمیک در این حوزه ها دست یابد اما کاتوزیان شاید تنها چهره ایی بود که توانست با مرارت و رنج این صلیب حقوق را در جلجتای پر دست انداز دانشگاه ایران به دوش بکش و به این جا برساند که قاضی دادگاه برای دادنامه نوشتن محشای مدنی کاتوزیان را باز کند.

آنچه اهمیت کاتوزیان را در حوزه علوم انسانی و نه  صرفا در حوزه حقوق پر رنگ می کند ایجاد سرمایه علمی  وانباشت مفهوم سازی  و شکل دادن به یک سنت اکادمیک در علوم انسانی ایران بود. نسل دوم حقوقدانانی که شاید لذت و میل به  تولید نظریه علمی را سرکوب کردند و رنج شکل دادن به سنت اکادمیک را تحمل کردند تا بناهای بلند نهادهای حقوقی در ایران بتوانند بر یک فوندانسیون محکم استوار شوند.

ضعفی که شاخه های دیگرعلوم انسانی در ایران از آن رنج می برند و هنوز به نهاد سازی آکادمیک نرسیده اند و کج و راست می شوند چرا که ما در دانشگاه یاد نگرفته اییم. از الفبا شروع کنیم و یکسره افتاده اییم وسط دعواهای نظری جلوتر و یکسره کاری که کرده اییم این بوده است که از سر دره های نظری پریده اییم. همین است که هنوز ممکن است عده ایی نفهمند چرا کاتوزیان پایان نامه دکتری اش 'وصیت' بوده است.

سایت خبری فرارو

   


نظرات()  
چهارشنبه 12 شهریور 1393  17:44    ویرایش: چهارشنبه 12 شهریور 1393 17:45

رییس اتحادیه سراسری کانون‌های وکلای دادگستری ایران (اسکودا) درگذشت استاد کاتوزیان پدر علم حقوق ایران را ثلمه‌ای دانست که کمتر کسی نسبت به جبران آن در کوتاه مدت امیدوار باشد.

بهمن کشاورز در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این باره اظهار کرد: گفته شده هرگاه دانشمندی دعوت حق را لبیک گوید در دنیا رخنه ایجاد می‌شود که هیچ چیز یارای پر کردن آن را ندارد.

وی با بیان اینکه حقا که این گفته در مورد همه دانشمندان مصداق ندارد، افزود: تردیدی نیست از دست دادن یک فرد عالم در هر حال ضایعه است؛ زیرا تا فردی از صورت یک بشر عادی درآید و به عالم تبدیل شود سرمایه‌های مادی و معنوی بسیاری صرف خواهد شد.

این حقوقدان ادامه داد: اما اینکه فقدان عالم باعث ایجاد رخنه‌ای شود که قابل پر کردن نباشد چیز دیگری است و همه علما چنین ویژگی و اوصافی را ندارند.

وی اظهار کرد: به‌منظور اینکه در اذهان و افکار عامه مردم رحلت یک دانشمند احساس فقدان بزرگی را ایجاد کند باید او عالم عامل باشد، در خدمت خلق باشد، اهل اخلاق و تقوا باشد، در مقابل بزرگان اهل قدرت خاضع نباشد، انتقادپذیر و اهل مباحثه باشد، بخل علمی نداشته باشد و بالاخره از غرور و نخوت خالی باشد.

رییس اسکودا گفت: واضح است جمع شدن این اوصاف در فرد واحد حالتی خاص است که جز با تاییدات خداوند متعال قابل تحقق نیست.

وی تصریح کرد: استاد دکتر ناصر کاتوزیان از این تایید الهی برخوردار بود و از این روست که فقدان او همان رخنه و ثلمه‌ای است که کمتر کسی امید برطرف شدن و جبران آن را در کوتاه مدت دارد.

کشاورز افزود: همه بزرگان، دوستان فراوان و به طور طبیعی دشمنان اندکی دارند اما در مورد استاد کاتوزیان کسی را ندیدم که با وی دشمنی داشته باشد و این نیز تفضل خداوند است. روحش شاد باد که سعادتمند زیست و سعادتمند رفت.

سایت خبری ایسنا

   


نظرات()  
چهارشنبه 12 شهریور 1393  17:12    ویرایش: چهارشنبه 12 شهریور 1393 17:15

                            

1- مرگ؛ بزرگ‌ترین حقیقت زندگی است و معلوم نیست ساعت قرارش را در چرخش بر کدام مدار، گذاشته. از همین رو است که گونه‌ی مواجهه با آن چنین اهمّیّت یافته است. دوران مدرن را عصر تنهایی دم ِ مرگ، نام نهاده‌اند. روزگاری که فرد ِ انسانی، در غیاب ِ حضور دیگران خرقه تهی خواهد کرد. تا پیش ازین، انسان‌ها نسبت به مواجهه‌ی با مرگ این‌چنین غربت را حس نمی‌کردند چرا که یا در جمع خانواده جام ِ مرگ را سر می‌کشیدند و یا اینکه یقین داشتند، دیگرانی هستند که در لحظه‌ی احتضار، حاضر باشند کنارشان. امّا دوران مدرن، عصر غیبت ِ دیگران در این ساحت نیز هست. پس باید برای کاستن از درد ِ مواجهه با مرگ و رساندن پشت ِ او به خاک، تدبیری اندیشید. یکی از راه‌کارها سیاست ِ زمین ِ سوخته است. این سخن بدان معناست که فرد باید آن‌چنان زندگی خوب، خوش و ارزشمندی داشته باشد که بر دل مرگ برای گرفتن ِ فرصت زندگی از فرد و عدم توانایی او در بهره‌مندی از آن، حسرتی بزرگ باقی گذارد. کاری نمانده باشد که فرد می‌خواسته آن را انجام دهد و امّا مرگ، فرصت ِ بودن و انجام دادن را از او ستانده باشد. باید به گونه‌ای زندگی کرد که مرگ در مواجهه‌ی با فرد و لحظه‌ی احتضار ِ او، زمینی سوخته برای خویش را دریابد که هیچ ندارد تا او بستاند. هیچ حسرتی را نمی‌تواند بر دل ِ شخص باقی گذارد. هرچه فرد، زندگی را آبادان‌تر به سر رسانده باشد، مرگ، زمین ِ سوخته‌تری تحویل خواهد گرفت.

2- کار؛ را در معانی گونه‌گونی به کار گرفته‌اند. فعلی که در برابر انجام‌اش بتوان دستمزدی را متصوّر بود؛ عملی که در تسلّط فرد قرار دارد و ... امّا شاید بتوان یکی از بهترین تعاریفی که از کار ارائه شده را در اندیشه‌ی مولانا جلال‌الدّین محمّد بلخی یافت که فرمود:

کار آن کار است ای مشتاق ِ مست
کاندران آن کار ار رسد مرگ‌ات، خوش است

مولانا، فعل/ترک فعلی را کار می‌داند که اگر در همان لحظه، مرگ بر در کوبید، شخص با این اندیشه که به بهترین وجه ممکن داشته وقت می‌گذرانده با آن مواجه شود. به بیانی دیگر، کار باید موضوعیّت داشته باشد تا کار نامیده شود. آن‌چه که انجام شود تا مطلوبی دیگر حاصل آید، در این سپهر، کار نامیده نمی‌شود.

در زمین ِ مردمان خانه مکن
کار ِ خود کن، کار بیگانه مکن

مطابق با این گزاره، هر شخص را برای کاری آفریده‌اند. کار ِ شخص الف با کار شخص ب متفاوت است و باید این‌گونه باشد. چرا که استعدادها متفاوت است و غایات ذهن انسانی، گونه‌گون. باید به کار خویش مشغول تا بتوان زمینی سوخته را برای مرگ به جا گذاشت.

3- دکتر امیر ناصر کاتوزیان؛ استاد بزرگ حقوق، رادمردی و آزادگی در سال 1310 دنیا را هدیه گرفت. شاید این نگاشته از کم‌شمار نوشتارهای این روزها باشد که سال زاده شدن استاد را درست می‌نگارد. دیگران به اقتفای (عموماً) اطّلاعات فیپای کتاب‌های تألیفی حضرت استاد، سال تولّد وی را 1306 می-نویسند در حالی که ایشان زاده‌ی همان سالی هستند که نخست در این نوشته آورده شد. دلیل این امر نیز آن است که استاد در جوانی می‌خواستند به کسوت قضاوت درآیند و امّا نداشتن حدّاقل سن مجاز، مانع از این امر می‌شد. نتیجه آن‌که به منظور رفع این مانع، استاد اقدام به گرفتن شناسنامه‌ای جدید می‌نماید که سن ّ ایشان را 4 سال افزون‌تر نشان بدهد. در نتیجه به اجبار زمانه، سال تولّد استاد در سند صادره از ثبت احوال، 1306 درج می‌گردد.

استاد کاتوزیان این بخت ِ بزرگ را داشت تا بتواند محضر استادانی را درک کند که در روزگار ما با نگاهی اسطوره‌ای به ایشان نگاه می‌شود. گو این‌که اصلاً ایشان در زمان و مکان ما نزیسته‌اند. شاخص-ترین ِ این استادان، مرحوم سیّد حسن امامی، بزرگ استاد ِ حقوق و امام جمعه‌ی سال‌های پیش از انقلاب 57 بود.

امیرناصر کاتوزیان، این بخت را داشت تا کار خویش به همان معنای اخص که پیش از این آورده شد را به سرانجام رساند. تألیف تقریباً 45 کتاب ِ مرجع ِ حقوقی، کاری است آن‌چنان بزرگ که شاید به ندرت، تاریخ ِ حقوق ایران چنین مهمّی را به خود ببیند. کتاب‌هایی که هریک، رویّه‌ای برای وحدت در امر قضا را می‌توانند ایجاد کنند. نیز نگاشتن نخستین پیش‌نویس ِ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آن هنگام که آیت‌الله خمینی هنوز در پاریس بود، از جمله اقدامات مهم کاتوزیان بود، فارغ از این‌که چه بر سر آن پیش‌نویس رفت و تفاوت آن با دیگر متن‌های در این‌باره از کجاست تا به کجا. در آتش تنور انقلاب که دمیده شد، پای دگرگونی و شعار دگردیسی به صحن دانشگاه نیز کشیده شد و در امتداد ِ پس‌‎لرزه‌های ِ انقلاب فرهنگی، دکتر ناصر کاتوزیان، 11 سال خانه‌نشین شد و امکان حضور در دانشگاها نیافت. هرچند شاید این دوره، فراغتی حاصل آمد تا به امر تألیف، همّت بیشتری گمارد و میراث گران‌سنگی برای آیندگان برجا گذارد.

هرچند امیرناصر کاتوزیان را به نام استاد حقوق خصوصی می‌شناسند، امّا دغدغه‌ی حضرت استاد آن-چنان در پروراندن اندیشه‌ی عدالت قدرتمند بود که پای او را به وادی فلسفه‌ی حقوق نیز کشانید. استاد بر خلاف بسیاری از حقوق‌خوانان و وکالت‌گرایان دانشکده‌های حقوق ایران، از رویکرد پوزیتیویستی گامی فراتر نهاده و همواره محک عدالت در تعیین حکم را فرا دید ِ خویش داشت. ایشان همواره در پی آن بود تا نشانه‌های روشن عدالت را بین سطرهای سیاه ِ قانون، بتوان دید و به میدان اجتماع کشاند.

نگاشتن 45 کتاب مرجع ِ حقوقی، تدوین و تبیین و پروراندن اندیشه‌ی حقوقی، تأثیر بی‌بدیل بر ساحت قانون و حاکمیّت آن در اجتماع، دریافت درجه‌ی یک علمی، پروراندن شاگردانی که دانش‌کارانه می‌نویسند و عدالت را فربه می‌کنند و قبیله‌ای مثال از این قبیل، ما را برآن می‌دارد تا کلاه از سر برداشته و او را در عروج خویش، مشایعت کنیم.

او" کار" ِ خویش را کرد و "زمینی سوخته" برای مرگ، باقی گذاشت.

سعید رضادوست
سایت خبری فرارو

   


نظرات()  

حقوق تجارت